المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
258
مروج الذهب ( فارسى )
واقعه پيش از وقوع كردن است و جائى كه هزل شيرين باشد جدى شدن و بهنگام خشم و رضا مآلانديش بودن . » آنگاه پس از او هرمز پسر يزدگرد پادشاه شد و برادرش فيروز بمخالفتش برخاست و او را بكشت و پادشاه شد و او فيروز پسر يزدگرد پسر بهرام بود . پادشاهى فيروز تا وقتى در مرورود خراسان بدست خشنواز پادشاه هياطله كشته شد 27 سال بود هياطله همان صغديانند كه ميان بخارا و سمرقند اقامت دارند . آنگاه قباد پسر فيروز پادشاهى يافت و مزدك زنديق در ايام او ظهور كرد كه مزدكيان به دو انتساب دارند ، مزدك را با قباد حكايتها بود و ترتيبات و نيرنگها ميان عوام پديد آورد تا انوشيروان بدوران شاهى خود او را بكشت . شاهى قباد تا وقتى بمرد چهل و سه سال بود . آنگاه پس از وى پسرش انوشيروان بن قباد بن فيروز چهل و هشت سال و بقولى چهل و هفت سال و هشتماه پادشاهى كرد . قباد بسبب اعمال مزدك و يارانش از پادشاهى خلع شده بود و برادرش جاماسب مدت دو سال بجايش نشسته بود . انوشيروان با بزرگمهر پسر سرحو همدستى كرد تا قباد بشاهى بازگشت و حكايت آن دراز است . و چون انوشيروان پادشاهى يافت مزدك را بكشت و هشتاد هزار كس از يارانش را نيز به دو پيوست و اين حادثه ما بين حادر و نهروان عراق بود و از آن روز انوشيروان ناميده شد كه بمعنى شاه نو است وى مردم مملكت خود را بر دين مجوس هم سخن كرد و تامل و اختلاف و مباحثهء درباره اديان را ممنوع داشت و چون ملوك ناحيه باب و ابواب و جبل قبخ بقلمرو وى ميتاختند بدانجا شتافت و ديوار معروف را بر مشگهاى پر باد از پوست گاو با سنگ و آهن و سرب به پا كرد كه هر چه ديوار بالاتر رفت و مشگها فروتر شد تا بقعر دريا قرار گرفت و ديوار از آب بالا آمده بود آنگاه مردان به زير آب رفته با كارد و خنجر مشگها را بشكافتند و ديوار در دل آب بقعر دريا استوار شد كه تاكنون يعنى بسال سيصد و سى و دو بجاست و اين